تبليغاتX
تو می آیی بهانه ی من

تو می آیی بهانه ی من

پشت این پنجره جز هیچ بزرگ هیچی نیست

>156<

آینه ی گرد گرفته چندین  ساله

دست می کشم روی صفحه ای که روزی شفاف بود

این چهره برایم آشناست...

آری این ماهی آزاد است

گویی سالها پیر شده است

لب به سخن گشود

ولی افسوس به جای کلمات  بر زبان جاری

اشک هایی بر گونه روان شد

و یک آن حس کردم غم دورو دازش را

زنده باشی عشق 

                نه معشوقه

+ نوشته شده در  شنبه 15 اسفند1388ساعت 10:39  توسط ماهی آزاد  | 

>۱۵5<

ثانیه ها از پس ثانیه ها

دقیقه ها از پس دقیقه ها

روزها از پس روزها

ماه ها از پس ماه ها

سالها از پس سالها

بی اعتنا به من در گذرند

و تو در این لحظه ها

بی اعتنا به من در گذری

و من در این روزگار

بی اعتنا به خود من در گذرم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 21:6  توسط ماهی آزاد  | 

>۱۵۴<

و

 

من

 

 غرق در سکوتم

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 22:4  توسط ماهی آزاد  | 

>۱۵۳<

سکوت عجیبی دارد اینجا

دیگر تنها من مانده ام و خیال بودنت

خنده هایت و نوشته هایی که ...

با خود چه کرده ای!؟

با من چه می کنی !؟

دلم برایت تنگ می شود وقتی می خوانمت

وقتی بلند بلند می خوانمت تنهایی عجیبی است

دیوانه ام می کند

گاهی وقتی می دانم

دیگر برق چشمانت را توان دیدن نیست ..............

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 11:24  توسط ماهی آزاد  | 

>۱۵۲<

این ماهی کوچک اما بزرگ خواهد شد

   و این تُنگ، تَنگ خواهد شد و این آب ته خواهد کشید.

  تو اما ای کاش قدری دریا می نوشیدی

  و کاش نَقبی میزدی از تُنگ سینه به اقیانوس.

  کاش راه آبی به نامنتها می کشیدی  و کاش این قطره

    را به بی نهایت گره می زدی.

کاش......

 بگذریم....

 دریا و اقیانوس به کنار. نامنتها و بی نهایت پیشکش.

 کاش لااقل آب این تنگ را گاهی عوض می کردی.

  این آب مانده است و بو گرفته است.

  وتو میدانی آب هم که بماند می گندد.

  آب هم که بماند لجن می بندد.

 و حیف از این ماهی که در گِل و لای بلولد و حیف از

  این قلب که در غلط بغلتد!......

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 فروردین1388ساعت 19:37  توسط ماهی آزاد  | 

>۱۵۱<

سوگیلیم

 بو عاشقدا

بیر حاکیم وارسا

دیزینده آقلاماک ایستیورم بن

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 فروردین1388ساعت 21:3  توسط ماهی آزاد  | 

>۱۵۰<

دیگه نمی تونم باشم باید برم

می سپارم بعد تو زندگیمو دست باد

منم و یه قلب شکسته هر چه باد

نمی خوام بارونی شه گونه های عاشقت

نمی خوام شب که شد بگیره باز دلت

میگی برو باشه می رم خوب نبودم لایقت

+ نوشته شده در  شنبه 24 اسفند1387ساعت 22:48  توسط ماهی آزاد  | 

>۱۴۹<

گل من ،میان گل های کدام دشت خفتی

به کدام خواندی

به کدام راه رفتی ؟؟

+ نوشته شده در  شنبه 24 اسفند1387ساعت 0:35  توسط ماهی آزاد  | 

>۱۴۸<

عشق مانند هوا همه جا جاری است

تو نفسهایت را قدری جانانه بکش

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 12:49  توسط ماهی آزاد  | 

>۱۴۷<

وقتی که دیگه هیچ امیدی نداری ...

وقتی که تمام روئیاهات رو فراموش می کنی و دیگه هیچ چیز و هیچ کس رو دوست نداری، وقتی که کسی پیدا نمیشه تا به درد دلت گوش بده، وقتی که بی مهری های ناجوانمردان رو می بینی، وقتی که به هیچ کس اعتماد نمی کنی، وقتی که دوست نداری دیگه دوستی داشته باشی، وقتی که زبانت از غم و اندوه قفل شده، وقتی که در خلوت تنهایت اسیر شدی، وقتی که آینده رو از یاد می بری و فقط و فقط به گذشته و ایام سخت اون فکر می کنی، وقتی که از نظر مالی بهم ریختی و داخل جیبت چیزی پیدا نمی کنی، وقتی که تمام راههای ارتباطی با دیگران رو قطع می کنی، وقتی که تمام دست نوشته هات رو آتیش می زنی و خاطراتت رو از بین می بری و وقتی که به کلی خودتو فراموش می کنی، آرام باش، توکل کن، تبسم کن، چرا که هنوز کسی هست به یادت باشه و هنوز کسی هست که تو را در سخترین سختیها فراموش نمی کنه و هنوز کسی هست که در هر لحظه به یاد تو و در کنار توست و یک لحظه از تو جدا نمیشه و اون که تو رو آفریده دوستت داره و تو را جاودان می کنه، اوست خدای متعال و بزرگی که که شایسته ستایس است. از او بی مهری نمی بینی، از او ناجوانمردی نخواهی دید. درود بر تو ای خدای مهربان من...
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 0:53  توسط ماهی آزاد  | 

>۱۴6<

سلام ای کهنه عشق من

که یاد تو چه پا بر جاست

سلام بر روی ماه تو

عزیز دل سلام از ماست

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 0:39  توسط ماهی آزاد  | 

آخرین پست

شاید این آخرین پستم نباشه

ولی اسم این پست آخرین پسته

ماهی فراری و شاید ماهی  آزاد :

سلام

این آخرین باری که برات می نویسم و هستم

عشق هیچ وجودی نداره

اگه داشت حداقل تو یکی آدم می دیدش

زندگیتو کن

بای بای حلال کن

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 اسفند1387ساعت 3:14  توسط ماهی آزاد  | 

>۱۴۴<

سخت این نیست

                    سالها منتظرت باشم

سخت اینه توو نبودت

                مهر هوس بزنن رو عشقمون

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 4:0  توسط ماهی آزاد  | 

>۱۴۳<

 گل من

تو راز ما را

 به کدام دیو گفتی ؟

که بریده ریشه ی مهر

شکسته شیشه ی دل

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 0:40  توسط ماهی آزاد  | 

>۱۴۲<

منم این گیاه تنها

به گلی امید بسته

همه شاخه ها شکسته

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 0:26  توسط ماهی آزاد  | 

>۱۴۱<

به امیدها نشستیم و به یادها شکفتیم

در آن سیاه منزل

به هزار وعده ماندیم

به یک فریب خفتیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 0:8  توسط ماهی آزاد  | 

>۱۴۰<

یادم باشه

یادت باشه

اون چیزی که داری ارزش داره

نه اون چیزی که از دستش دادی

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 1:5  توسط ماهی آزاد  | 

>۱۳۹<

تنها انسان نیست که دوست می دارد

دریا و باران

خورشید و کشتزاران یکسر

عاشقانند

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 2:25  توسط ماهی آزاد  | 

>۱۳۸<

 

14411222861047_h.jpg

ميشه مثل يه قطره اشك

 بعضيا رو از چشمت بندازي ....

 ولي هيچ وقت نمي توني

 جلوي اشكي رو بگيري كه

با رفتن بعضيا از چشمت

 جاري ميشه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 1:16  توسط ماهی آزاد  | 

>۱۳۷<

 

 

 

بغض های کال من چرا چنین؟

گریه های لال من چرا چنین؟

جزر و مد یال آبی ام چه شد؟

اهتزاز بال من چرا چنین؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 0:30  توسط ماهی آزاد  |